حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟

هفته نامه چلچراغ - علی رضوی: «از من به عنوان پدیده موسیقی کلاسیک معاصر دنیا یاد می کنند.» این جمله را حافظ ناظری گفته است. از این دست جمله های شگفت انگیز در دو سال اخیر از او کم نشنیده ایم، مثلا «در سمفونی رومی آثاری را ساخته ام، که تا به حال یک نت مشابه آن نوشته نشده است» یا «25 فوریه را در سن دیه گو به نام روز حافظ ناظری نام گذاری کرده اند» و از همه آن ها عجیب تر این جمله تبلیغاتی که مدام روی بیلبوردها و تبلیغات کنسرت به چشم می خورد، «اثر شماره یک موسیقی کلاسیک جهان.» ما با چه پدیده ای رو به رو هستیم؟ او واقعا یک نابغه است یا فقط خیلی راحت بلوف می زند؟ طبیعی است هر چقدر دروغ بزرگ تر باشد، قبول یا رد آن هم سخت تر است.

حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


شاید به خاطر همین است که کمتر کسی تا به حال در مورد این گفته های حافظ ناظری واکنش نداده است. دیگر دوره آن گذشته است که شما روی هوا ادعایی بکنید و بعد کسی نتواند درست یا غلط بودن آن را ثابت کند. در این مطلب سعی کردیم بعضی از ادعاهای مبالغه آمیز او را در دو سال گذشته بررسی کنیم.

ادعای اول: اثر شماره یک موسیقی کلاسیک جهان

اگر پیامک های تبلیغاتی کنسرت حافظ ناظری به دست تان رسیده باشد یا تبلیغات خیابانی آن را دیده باشید، احتمالا مهم ترین چیزی که نظرتان را جلب می کند این جمله است: «اگر شماره یک موسیقی کلاسیک جهان!» فارغ از این که چقدر می تواند این حرف درست باشد یا نه، چند سوال مهم در مورد این ادعا وجود دارد.

1- چه کسی این را گفته است؟ در تبلیغات تنها اثر حافظ ناظری آمده است که، این اثر به انتخاب نشریه بیلبورد بهترین اثر موسیقی کلاسیک جهان در سال 2014 معرفی شده است. آیا این ادعا درست است؟ البته که نشریه بیلبورد یکی از معتبرترین نشریات موسیقی دنیاست، که به صورت هفتگی در ایالات متحده منتشر می شود و ژانرهای مختلف موسیقی را بررسی می کند. این در هفته بیش از 100 جدول مختلف (چه در و چه به صورت اینترنتی منتشر می کند)، که در آن ها آثار منتشرشده موسیقی در ژانرهای مختلف و با رویکردهای مختلف دسته بندی می شوند.

از این میان سه جدول آن از همه معروف تر هستند، هات 100، بیلبورد 200 و هات 100 ایرپلی هستند. مبنای این جدول ها بیشتر براساس فروش فیزیکی، دیجیتالی و پخش رادیویی هستند و اصولا بیلبورد کمتر به نقد و انتخاب های فنی می پردازد. به خصوص بیلبورد در زمینه موسیقی کلاسیک فعالیت جدی ندارد و بیشتر به موسیقی های روز (مانند پاپ، راک، کانتری، جز، هیپ هاپ، ملل و...) می پردازد.

حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


با این حال اگر یک جست و جوی ساده در سایت بیلبورد بزنید (که تمام رکوردهای منتشرشده تاکنون در آن وجود دارد)، نام آلبوم حافظ ناظری را در آن پیدا خواهید کرد، اما نه به عنوان بهترین اثر کلاسیک جهان! صرفا به عنوان یک آلبوم موسیقی که در آمریکا منتشر شده است و بیلبورد آن را در فهرست بررسی های خود قرار داده. هیچ رسانه معتبر دیگری هم در رسانه های آمریکا چنین ادعایی را تایید نمی کند. طبعا اگر یک ایرانی در سال 2014، بهترین اثر موسیقی کلاسیک دنیا را تولید کرده باشد، رسانه ها باید آن را در بوق و کرنا بکنند!

2- این جمله ابهام زمانی هم دارد. دقیقا چه زمانی بهترین آلبوم موسیقی جهان بوده؟ در کل تاریخ؟ در قرن معاصر؟ در 10 سال اخیر؟ در سال 2014؟ یا ��ر طول یک هفته؟ آیا آلبوم ناظری بالاتر از آثار آهنگ سازان دوره باروک تا مدرن قرار گرفته است؟ «اثر شماره یک موسیقی جهان» در نگاه اول احتمالا چنین ذهنیتی را به مخاطب می دهد.

3- آیا آلبوم حافظ ناظری در ژانر کلاسیک است؟ از این نظر هم ابهام زیادی وجود دارد. اگر منظور از موسیقی کلاسیک معنای متداول و آکادمیک آن یعنی موسیقی کلاسیک غربی است، آیا سمفونی رومی یا همان «ناگفته» در این ژانر می گنجد؟ درواقع شاید این آلبوم از موسیقی کلاسیک بهره هایی گرفته باشد، اما به چند دلیل عمده از جمله آواز ایرانی، سازبندی و تنظیم نمی تواند در دسته موسیقی کلاسیک قرار بگیرد. در بهترین حالت موسیقی، او یک اثر تلفیقی است که از موسیقی کلاسیک هم کمک گرفته. با این حساب وقتی کاری در زمینه موسیقی کلاسیک ساخته نشده باشد، نمی تواند اثر شماره یک آن ژانر در جهان باشد!

4- وقتی در مورد موسیقی کلاسیک «جهان» صحبت می کنیم، یعنی از وین مهد موسیقی کلاسیک دنیا گرفته تا برلین، لندن، مسکو، آمستردام و همه شهرهای بزرگ دنیا که در زمینه موسیقی کلاسیک صاحب نام هستند در آن می گنجند. یعنی بتهوون، موتزارت، باخ، شوپن، واگنر، برامز، شوبرت، چایکوفسکی، راخمانینوف و غیره. براساس این ادعا، کار حافظ ناظری از همه آن ها برتر است.

ادعای دوم: سونی این اثر را منتشر کرده

این ادعا درست است، ولی امتیاز بزرگی محسوب نمی شود. چرا که کمپانی سونی که شاید بتوان گفت بزرگ ترین کمپانی موسیقی دنیا محسوب می شود، در یازده مارس 2014 این آلبوم را تحت لیسانس خود منتشر کرده. این آلبوم هم زمان به صورت دیجیتالی روی فروشگه های معتبر اینترنتی مانند آی تیونز و آمازون هم منتشر شده است.

احتمالا تا به حال اثر هیچ موسیقی دان ایرانی توسط سونی منتشر نشده است. از این لحاظ حافظ ناظری توانسته موقعیت بسیار ویژه ای را کسب کند. سونی 42 شعبه در سراسر دنیا دارد. از جمله شعبه خاورمیانه که دفتر آن در دبی مستقر است. هر کدام از این شعبه ها روی موسیقی مناطق تحت پوششان کار می کنند. به جز این، سونی 5 زیرمجموعه (Lable) دارد، که در ژانرهای مختلف فعالیت می کنند. «زارن آلبوم، ویدیو و تک آهنگ سالانه از سوی سونی منتشر می شود، که همه آن ها بهترین های جهان نیستند. شاید سونی پشتیبان بعضی از بزرگ ترین هنرمندان جهان باشد، ولی لزوما هر اثری که منتشر می کند، بهترین اثر در ژانر خودش نیست.

ادعای سوم: 25 فوریه در کالیفرنیا روز حافظ ناظری نام گذاری شده است

حافظ ناظری در زمان انتشار آلبومی، به خبرنگاران گفته بود که در کالیفرنیا، روز 25 فوریه، روز حافظ ناظری نامگذاری شده. این مطلب در ویکی پدیای انگلیسی او هم آمده است. این گونه که ادعا شده شهردار و شورای شهر سن دیگه گو این روز را به نام او نام گذاری کرده اند. اما هیچ مدرکی در سایت های رسمی و غیررسمی برای این ادعا وجود ندارد. اصلا شهرداری سن دیه گو یا هر شهر و ایالت دیگری در آمریکا چنین سیستم نام گذاری ندارند.

این طور که ادعا شده، در سال 2006 این اتفاق افتاده است. در حالی که در سال 2006 تنها یک سال از مهاجرت حافظ ناظری برای تحصیل در آمریکا گذشته بود و از طرف دیگر تا آن زمان او هنوز هیچ آلبوم یا اثری را به صورت رسمی منتشر نکرده بود. حتی تا آن زمان هیچ کنسرتی در آمریکا برگزار نکرده بود. با این وجود بر چه اساسی و به خاطر کدام فعالیت یا افتخار حافظ ناظری ایرانی تبار، باید روز 25 فوریه در شهر بزرگی مانند سن دیه گو به نام او نام گذاری شود؟

ادعای چهارم: سه تار حافظ، ساز ابداعی

حافظ ناظری ادعای ابداع سازی را دارد، که اتفاقا نام آن «حافظ» است. جدای از این که چقدر خودشیفتگی در این حرکت به چشم می خورد، آیا این ساز اتفاق فوق العاده ای در موسیقی به حساب می آید؟ ساز «حافظ» درواقع از ساز «سه تار» الهام گرفته است. با این تفاوت که با اضافه کردن سیم های بم، بیش از یک اکتاو (8 نت) به گستره صوتی آن اضافه شده.

حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


بر همین اساس دسته ساز کمی پهن تر و تغییراتی هم در جعبه کوک آن ایجاد شده. از این ساز دو نمونه بیشتر وجود ندارد، که هر دو هم به سفارش حافظ ناظری و برای خودش ساخته شده. در آلبوم بعد یازدهم، ناظری از این ساز استفاده ای شبیه به گیتار کرده، با این تفاوت که قابلیت ها و کیفیت ساز گیتار را ندارد. با این وجود هدف دقیق او از ساختن این ساز مشخص نیست.

ادعای پنجم: یک اثر با سه نام

سمفونی رومی، بعد یازدهم و ناگفته سه اسمی هستند که تاکنون برای پروژه حافظ ناظری عنوان شدند. آلبومی که تحت لیسانس سونی منتشر شده، ناگفته (untold) نام دارد. ناگفته تحت عنوان پروژه ای به نام سمفونی رومی منتشر شده است و در نهایت بخشی از این آلبوم در ایران با نام بعد یازدهم و بخشی دیگر به عنوان ناگفته منتشر شد. جدای از این که چرا این آلبوم در دو بخش جداگانه در ایران منتشر شده، در مورد اسم اثر ابهامات زیادی وجود دارد. «سمفونی رومی» ترکیبی عجیب و غریب است. به دلیل این که:

1- «سمفونی» یک فرم در موسیقی کلاسیک است و نمی توان در اثری که چنین فرمی ندارد، از آن استفاده کرد. مثل این می ماند که شما اثری در ماهور ساخته باشید و اسم آن را بگذارید «ابوعطا»!

2- منظور از «رومی» ظاهرا همان مولانا جلال الدین بلخی است. جدای این که ادبیات ایران مولانا را با پسوند بلخی می شناسد، نه رومی و از این لحاظ اشتباه ادبی رخ داده، هیچ شعری از مولانا در این آلبوم استفاده نشده و مشخص نیست برای چه باید اسم آن اشاره به مولانا داشته باشد.

ادعاش ششم: ستارگان موسیقی جهان و برنده 30 جایزه گرمی

روی جلد آلبوم بعد یازدهم نوشته شده «با حضور ستارگان موسیقی جهان» و در طرف دیگر هم نوشته شده بزرگان 38 جایزه گرمی. این نوازنده ها شامل پائول نئتوبائوئر: ویولا، مت هایموویتز: ویلا (فصل 2)، جوهانز موسر: ویلن سل (فصل 3)، ذاکر حسین: طبلا، گلن ولز: پرکاشن و حافظ ناظری: کرال (فصل 2)، سه تار حافظ و پرکاشن کلاسیک می شود.

خود حافظ ناظری که تا به حال حتی نامزد هیچ جایزه گرمی نشده، چه برسد به بردن. پائول نئتوبائوئر نوازنده ویلا هم هیچ جایزه گرمی در رزومه خود ندارد. ذاکر حسین نوازنده بلندآوازه طبلا تنها در یک پروژه که برنده جایزه گرمی شده بوده، شرکت داشته (جایزه مربوط به کل پروژه است، نه ذاکر حسین)، جوهانز موسر هیچ جایزه گرمی نبرده. مت هایموویتز هم تاکنون در هیچ اثری به صورت مستقل هیچ جایزه گرمی دریافت نکرده است. این بخش از ادعای حافظ ناظری به راحتی در سایت جایزه گرمی در بخش «برندگان گذشته» قابل پی گیری است.

چند نکته مهم تر دیگر هم وجود دارد:

1- وقتی شما با نوازندگان حرفه ای سر و کار داشته باشید، می توانید در قبال یک قرارداد که دستمزد آن ها در آن تامین شده باشد، آن را در یک تاریخ مشخص آفیش کنید و از آن ها بخواهید کارهای شما را در استودیو بزنند و بروند. آن ها ممکن است حتی هیچ تصوری در مورد کل کار یا قطعه ای که می نوازند نداشته باشند، چون فقط نت خودشان را می زنند و بعدا این کارها توسط صدابردار میکس می شود. اتفاقی که همین جا در ایران هم بسیار رایج است. یا مثلا تهمورس پورناظری برای آلبوم «نه فرشته ام، نه شیطان» از بهترین نوازنده های دنیا به همین روش استفاده کرده است.

حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


2- ممکن است که نوازنده ای در یک پروژه ای حضور داشته باشد و آن پروژه برنده جایزه گرمی شود، ولی نمی توان گفت که آن نوازنده برنده آن جایزه است، هر چند بخشی از افتخار آن شامل او هم می شود.

3- این که بهترین نوازنده های دنیا در یک پروژه ساز بزنند، ممکن است به کیفیت ضبط اثر کمک کند، اما دلیل بر کیفیت بخش های دیگر مانند آهنگسازی یا خوانندگی نمی شود. درواقع حضور یک نوازنده دارای جایزه گرمی هیچ شانسی برای گرفتن جایزه گرمی ایجاد نمی کند.

ادعای هفتم: نامزد دریافت جایزه گرمی

حافظ ناظری چندی پیش ادعا کرده بود که در شش بخش نامزد دریافت جایزه گرمی خواهد بود. مهم ترین جایزه موسیقی ایالات متحده که هر سال حدود 83 رشته توسط یک هئیت داوری و با یک پروسه پیچیده، انتخاب و اهدا می شود. او حتی این بحث را مطرح کرده بود که رئیس آکادمی گرمی در پی اضافه کردن بخش جدیدی با عنوان سبک جدیدی در گرمی هستند، که بتوانند اثر حافظ ناظری را در آن جای دهند. اما چندی پیش که نامزدهای 83 رشته جایزه گرمی در سال 2014 اعلام شدند، هیچ نامی از حافظ ناظری در هیچ کدام از این رشته ها به چشم نمی خورد.

حتی در رشته ورود میوزیک که پیش از این چهره هایی مانند کیهان کلهر و حسین علیزاده در آن نامزد بودند هم هیچ نامی، نه در دوره ابتدایی و نه در نامزدهای نهایی از حافظ ناظری نبود. جالب این که تولیدکننده این آلبوم دیوید فراست، برای آلبوم دیگری نامزد گرمی شده است. فراست در بخش بهترین مدیر تولید آلبوم کلاسیک برای اثری از ریکاردو موتی نامزد گرمی شده است.

در مورد ادعای عجیب و غریب و حاشیه دار موسیقی دان ها

ما بهترینیم

هر چند حافظ ناظری چهره ای است که به واسطه ادعاهای عجیب و غریبش در چند سال گذشته سر زبان ها افتاده و موضوع داغ این روزهای گعده های موسیقی شده، اما او در این راه تنها نیست. کم نیستند تعداد موسیقی دانان ایرانی، چه بسا بیشتر در ژانر سنتی تا پاپ که در سال های گذشته کم و بیش این رویه را در پیش گرفته اند. موضوع خیلی روشن است؛ آن ها ادعاهای دانه درشتی را در مورد خودشان مطرح می کنند و کمتر کسی هم پی آن را می گیرد تا ببیند این ادعاها درست هستند یا نه؟ ما این جا چند نمونه از این چهره ها را که زیاد از الفاظ «بهترین»، «برترین»، «اولین»، «تنهاترین» و غیره را استفاده می کنند آورده ایم.

رضا یزدانی:

حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


همین چند هفته پیش تر در کنفرانس خبری کنسرت مجموعه موسیقی فیلم های مسعود کیمیای که به رهبری بهزاد عبدی برگزار می شد، رضا یزدانی ادای عجیب و غریبی کرد که البته واکنش هایی هم به همراه داشت. او گفت: «به اعتقاد من، اگر در گیر این دعواها نبودیم اتفاقات بهتری می افتاد و من آهنگ «رضا موتوری» را بازخوانی می کردم. بدون شک من بهترین خواننده در ایران هستم که می توانم کارهای فرهاد را بازسازی کنم.»

البته در همین مراسم هم مسعود کیمیایی که علاقه ویژه ای به فرهاد دارد، نسبت به این حرف او واکنش نشان داد. کیمیایی گفت: «من اصرار داشتم که خواننده ای در این کنسرت حضور نداشته باشد و آن، به جهت مقایسه ای بود که احتمالا میان رضا یزدانی و فرهاد مهرداد پیش می آمد. به همین خاطر تصمیم بر آن شد تا رضا یزدانی کارهایی چون «متروپل»، «حکم» و «رئیس» را که پس از انقلاب اجرا شده و خود، خواننده آن بوده بخواند و اجرا کند.»

علی قمصری:
حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


همیشه از آن چهره های جنجال برانگیز در موسیقی ایران بوده و هست. چه با ادعاها و حرکت های عجیبش و چه با واکنش ها و بحث هایی که گاهی اواقت با دیگر هنرمندان دارد. در آخرین نمونه این حرکت ها، او در برنامه ای طعنه آمیز به ادعاهای عجیب و غریب حاظ ناظری واکنش نشان داده و حتی گاهی اوقات او را مورد تمسخر قرار داده. علی قمصری در این یادداشت تند و تیزش می گوید: «مواجهه با هر تبلیغی از حاظ ناظری (پسر استاد نظاری)، اشتیاق شنیدن اثری با عظمت جنگ ستارگان جان ویلیامز را ایجاد می کند!»

در آخر سر هم بعد از این که یک دفاع ضمنی از خودش و جامعه موسیقی ایران کرده، حافظ را به چالش می کشد، «در انتها، دو اثر از «شیپور صلح» را این جا به اشتراک می گذارم و از حافظ ناظری می خواهم برای اولین بار صادقانه بگوید، اگر آهنگ ساز و نوازنده تار این دو اثر بودی و قرار بود برای این دو، ویدیویی تبلیغاتی بسازی یا ادعایی مطرح کنی، چه می گفتی؟»

کمی قبل تر در رونمایی کتاب «هارمونی موسیقی ایرانی» هم علی قمصری با چالش دیگری رو به رو شد. او با این ادعا آمده بود که این کتاب اولین و تنها کتاب علمی، مستند و قابل آموزش برای هارمونی موسیقی ایرانی است و تقریبا تمام آثار قبل از خودش را نفی کرد. در همان مراسم رونمایی هم هومان اسعدی (پژوهشگر و استاد دانشگاه) ذوق قمصری را کور کرد و گفت بهتر بود که اسم کتاب را می گذاشتید تجربه های من از هارمونی!

برادران پورناظری:
حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


برعکس پدر، که همیشه بسیار بی سر و صدا و کم حاشیه کار خودش را انجام داده و چندان هم به تبلیغات و در بوغ و کرنا کردن برای خودش اعتقاد نداشته، دو پسر مسیر کاملا متفاوتی را می روند. تهمورس و سهراب پورناظری دو پسر صاحب نام کیخسرو پورناظری، نوازنده و آهنگساز کردتبار، حداقل در چند اثر اخیرشان از هیچ ادقامی برای بیشتر دیده شدن دریغ نکردند. مثلا تهمورس در آخرین اجرای خودش که همین تابستان در تالار وحدت روی سن برد، اسم کنسرت را گذاشت «تهمورس و ما».

این نوع اسم گذاری در ایران چندان رایج نیست و بسیاری او را متهم به خودشیفتگی کردند. کمی قبل تر هم زمانی که آلبوم «نه فرشته ام نه شیطان» که با قطعه «چرا رفتی» سر زبان ها افتاد، منتشر شد، حاشیه ها برای او کم نبودند. او در مورد حضور نوازنده های خارجی در این آلبوم گفته بود که فقط این نوازنده ها می توانستند با این کیفیت از پسش بربیایند. بعد زمانی که موفق نشد تا همان نوازنده ها را برای اجرای کنسرت به ایران بیاورد، در کنفرانس خبری کنسرت گفت: نوازنده های داخلی از نظر فنی هیچ تفاوتی با نوازنده های آلبوم ندارند و همان کیفیت را در کنسرت تحویل شما می دهیم!

از همه آن ها جالب تر، کلیپی بود که توسط باران کوثری روی قطعه چرا رفتی ساخته شده بود و تا ماه ها مردم با آن شوخی می کردند. اولین واکنش را هم محمد رحانیان د رجشن رونمایی آلبوم و بعد از دیدن کلیپ داشت. او با انتقاد به کسانی که این کلیپ را ساخته اند گفت که از بچه های تئاتری بعید است که چنین چیزی بسازند. هیچ وقت تئاتر ها این قدر اوراکت نیستند. بعد از آن کلیپ مهم ترین قطعه آلبوم مشترک همایون شجریان و تهمورس پورناظری تبدیل به سوژه ای برای شوخی های مردم شد. البته این موضوع اصلا به ضرر آن ها نبود، چرا که باعث شد مخاطب آن ها چند برابر شود.

هوشنگ کامکار
حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟


احتمالا او از سرسلسله داران این نوع برخوردها و ادعاهای گنده است. مثال در یکی از آخرین ادعاهایش گفته بود که قطعه ای برای کنسرت و سنتور نوشته ام، که فقط و فقط سیاوش (برادرزاده اش) و اردوان کامکار (برادرش) می توانند آن را بنوازند. یعنی حتی آن یکی برادرش (پشنگ کامکار) که استاد این ها در سنتورنوازی بوده هم نمی تواند آن را بنوازد، که این حرف باعث خرده گرفتن بعضی از نوازندگان مشهور سنتور و البته موضع گرفتن در قبال او شد.

چند پیش هم در مراسم رونمایی آلبوم کوچ بنفشه ها به آهنگ سازی خودش و خوانندگی حمیدرضا نوربخش گفته بود: «به یقین می گویم که بهترین خواننده ایران حمیدرضا نوربخش است.» البته ممکن است نظر شخصی باشد، ولی از یک استاد موسیقی ایرانی که صدا کار ریز و درشت دارد، بعید است این قدر قطعی در جایی نظر بدهد که یک عالمه دانه درشت دیگه هم مدعی هستند.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه